ناكارآمدي
ساختار خانه
سينما
نسخه
آذر 89
ابراهيم
مختاري
بازرس
خانه سينما
-
-
-
ناكارآمدي
ساختار خانهسينما
نسخه
آذر 89
مقدمه
خانه
سینما
بزرگترین
تشکیلات
صنفی سینمای
ایران است.
در اصلاح
اخیر
اساسنامه،
این خانه خود
را "جامعه
اصناف
سینمای
ایران"
خوانده است.
با این
اصلاحیه
خانهسينما
مدعي
نمايندگي
جامعه اصناف
سينماي ايران
شده است،
اما براي
ايفاي چنين
نقشي ناتوان
است و درعين
ناتواني،
اصناف سينما
را به علت
وابستگي اجباري
به خود از
استقلال عمل
باز مي
دارد، مانع
ارتباط زنده
صنفها با
يكديگر است،
مديريتخانه
را دچار
بحران مي
كند و رکنبازرسی
خود و اصناف
را هم فلج
ساخته است.
این
ساختار
ناکارآمدیهای
دیگری هم
دارد که او
را درمأموریت
خود ناكام
میسازد.
در
اين جا به
شرح چند
ايراد مهم
ساختار خانهسينما
مي پردازيم.
بخش
يكم:
ناكارآمدي
در ركن هيئتمديره
ايراد
يكم: خلع
مديريت خانهسینما
از نمایندگی
جامعه اصناف
سینمای ایران.
اصناف
سينمائي با
عضويت در
خانهسينما
رسميت مي
يابند.
در خانهسينما
29 صنف عضويت
دارند، و
مجمع عمومي
خانهسينما
از
نمايندگان
اين 29 صنف
تشكيل مي
شود.
از میان
نمایندگان 29
صنف، هفت
نفر براي
هيئتمديره
خانهسينما
انتخاب مي
شوند.
در
اساسنامه
آمده است،
خانهسينما
از چهار
مرحله
"تهيه"،
"توليد"،
"پخش" و
"نمايش "
هنرصنعت
سینما تشكيل
شده است، اما
در اساسنامه
الزامي به
اينكه از
اين چهار
مرحله
اساسي،
نماينده اي
در ترکیب
هيئتمديره
باشد نيست.
به اين علت،
در انتخابات
هيئتمديره
دو دوره
گذشته - يعني
به مدت
چهارسال ـ از
مراحل
"تهيه"،"نمايش"
و "پخش"،- که
هرسه جنبه
کارفرمائی
دارند- نماينده
اي به تركيب
هيئتمديره
خانهسينما
راه نيافته
واعضاي هيئتمديره،
همه از
"صنفهاي
توليدي"، يا
در اصل "صنفهاي
كارگزار"
بودهاند. به
بياني ديگر
مدت چهارسال
است كه "خانهسينما
را تنها "صنفهاي
كارگزار"
اداره كرده
اند. در
حاليكه مديريت
خانهسينما
همچنان خود
را نماينده
"جامعهاصناف
سينمايايران"
معرفي ميكند
بدون آنكه
ظاهراً كاري
برخلاف
اساسنامه
صورت داده
باشد. اين
موضوع تنها
مربوط به
چهار سال
گذشته نيست.
ايراد عدم
"الزام حضور
نماينده
چهار مرحله
اساسي" در
مديريت خانهسينما
تقريباً
همواره
مديريت خانهسينما
را از
نمايندگي
جامعه اصناف
سينماي ايران
خلع كرده
است.
ايراد
دوم: خلع
هيئتمديره
از
نمایندگی
اصناف
كارگزار.
در
نبود اصناف
"كارفرما"
منطقا
مديريت خانهسينما
بايد بتواند
اصناف
تولیدی/
کارگزار سینما
را نمايندگي
كند.
اما
برفرض که
خانهسينما
تنها
درانحصار
اصناف
كارگزار
باشد- چنانكه
اكنون هست-
بازهم "هيئتمديره
خانهسينما"
نمي تواند
تماميت
اصناف
كارگزار و
تولید را
نمايندگي كند.
براي
پيش برد اين
بحث، همچنان
نماینده سه
مرحله تهیه
(تهيه
كنندگان)،
پخش (پخش
كنندگان) و
نمایش
(سينماداران)
را بيرون از
خانه سينما
نگاه مي
داريم، و
صنفهای
شاخه
"سينماي
مستند" و
"سينماي
انيميشن" و
حتي "انجمن
سازندگان
فيلم كوتاه"
را هم كنار
مي گذاريم.
اكنون
تنها با
اصناف
كارگزار
سينماي
اكران روبرو
هستيم.
حال
نگاهي به
ماهيت اصناف
كارگزار
بيندازيم و
ببينيم آيا
اصناف
كارگزار هيچ
تفاوتي با
هم ندارند؟
و اگر طبق
اساسنامه و
"مثل
هميشه"، درمجمععمومي
صنف هاي
كارگزار دست
ببريم و به
قول عوام،
"همين جوري"
هفت نفر را
بيرون بكشيم
آیا به
تركيب واقعي
براي مديريت
اصناف
كارگزار مي
رسيم؟
در
نگاه به صنفهاي
كارگزار، به
محض آنكه از
جنبه عمومي
كارگزاري به
معناي
دستمزد
گرفتن آنان
ازصنفهای
كارفرما
بگذريم، به "تفاوت
نقش" آنها در
فرآيند
توليد اثر و
به "تفاوت
حقوق صنفي"
آنها از
يكديگر مي
رسيم. به
عنوان مثال،
صنف "دستیاران"،
دستيار
اعضای صنفهای
فيلمبردار و
كارگردان
هستند، و
آخرین حلقه
كارگزاري
توليد را
نمايندگي مي
كنند. اما اعضای
صنف
"فیلمنامهنویسان"
پايشان هم
به عرصه
توليد نمي
رسد و نقش و
حقوقشان به
كلي با
دستياران
متفاوت است.
و يا
"آهنگسازان"،
نقششان در
تولید اثر و
مسائل صنفیشان
با نقش و
حقوق اعضای
صنف "
بازيگران"
متفاوت است.
با اين حساب
مثلاً صنف
هاي دستياري
چگونه مي
توانند حقوق
فيلمنامهنويسان
را پي گيري
كنند؟ و به
عكس
فيلمنامهنويسان
از سختي كار
و مسائل شغل
دستياران چه
اطلاعی
دارند كه
بخواهند حق
آنها را
بستانند؟ و
یا حقوق
صنفی
"کارگردانان"
و "آهنگسازان"
را مثلاً
نماینده
"تدوینگران"
كه يك صف "مولد"
است چگونه
می تواند پی
گیری کند؟
عکس آن هم
ممکن نیست.
اما
درميان همین
صنفهاي ظاهراً
پراكنده،
صنفهائي
هستند كه
ازنظر ايفاي
نقش وحقوق
صنفي دريك
"رديف"
هستند. مثلاً
"فيلمنامهنويسان"،"كارگردانان"
و"آهنگسازان"،
نقش حقوقی/صنفي
شان همانند
يكديگر است.
يا نيروهاي
"مولد" مثل
فيلمبردار-
صدابردار-
تدوينگر- طراح
صحنه، همگی
يك گروه
صنفي
"همرديف" را
مي سازند كه
نقششان در
توليد و مسائل
صنفي شان
بهم نزدیک
است.
وقتي
با تسامح،
اين گروههاي
صنفي را
شمارش كنيم
به چند گروه
"همرديف" يا
"اتحاديه
هاي صنفي" مي
رسيم كه
عبارتند از:
1)
صنفهاي
همرديف
"مولفين"،
شامل:
كارگردانان
– فيلمنامه
نويسان- و
آهنگسازان.
2)
صنفهاي
همرديف
"مولدها"،
شامل: فيلمبرداران-
تدوينگران.
صدابرداران.
طراحان صحنه.
چهره
پردازان و...
3)صنفهاي
همرديف هنر
پيشگان و
هنروران.
4)
صنفهاي
همرديف
مديران تهيه
وتوليد و
مديران سينما.
5)
صنفهاي
همرديف
دستياران و
منشي هاي
صحنه .
6)صنفهاي
همرديف
كاركنان
لابراتوار،
جلوه هاي ويژه
و....
7)صنفهاي
...
حال، به
عنوان نمونه
نگاه كنيم
به تركيب
هيئتمديره
خانهسينما
و ببینیم تا
چه اندازه
اصناف
همردیف را نمایندگی
میکنند.
در هيئتمديره
كنوني،
ازگروه
صنفی"مولفان"
سه نماینده
درهيئتمديره
حضور
دارند.(از
صنف
كارگردانان،
محمدمهدي
عسگرپور، از
صنف
فيلمنامهنويسان،
فرهاد
توحيدي،
ازصنف
آهنگسازان،
محمد سرير).
از
صنفهاي
مولد يك
نفرحضور
دارد (محمد
رضا سكوت از
صنف
فيلمبرداران).
از
صنفهمرديف
بازيگران يك
نفرهست
(امين تارخ ).
از
تشكل
منتقدان و
مدرسان يك
نفرهست
(كامران ملكي
ازصنف
منتقدان).
و
ازانجمن تهيهكنندگان
مستندسازمصطفي
رزاق كريمي
هست(كه جنبهكارفرمائي
دارد
وازشاخه
سينمايمستند
است).
دراین
ترکیب اثري
ازنماينده
صنفهاي
دستياران
نيست. و يا
صنفهاي
همرديف
مديران به
كلي حذف شده
اند. درحاليكه
صنفهاي
همرديف"مولفان"
به جاي يك
نماينده، سه
نماينده دارد،
وصندلي رئيس
هيئتمديره
ومقام
مديرعامل را
هم در دست
دارد.
اما
تركيب اين
دوره از
هيئتمديره
به صورت
اتفاقي در
مقايسه با
دوره هاي پيشين
بسيار به
"تركيب
جامع" براي
نمايندگی اصناف
كارگزار
نزديك است.
در حالی که
به راحتی ممکن
بود از
اصناف مولد
به جای یک
نفر سه نفر
باشد و حذف
بيشتري
ازاصناف
همرديف ديگر
صورت بگيرد.
موضوع تنها
مربوط به
تركيب اين
دوره از
هيئتمديره
نيست. خانهسينما
تقريباً در
هر دوره و با
هر تركيب
ديگري با
عدم جامعيت
در نمايندگي
اصناف
كارگزار روبرو
است.
در
واقع
اساسنامه
خانهسينما
فاقد درك
"همانندي
حقوق" صنفي
در "اصناف
همرديف"،
درعين "تفاوت
حقوق" آنها
در "انجمنهاي
صنفي" است.
نبود
تشكيلات
اصناف
همرديف باعث
مي شود هر يك از
اعضاي هيئت
مديره خانه
سينما تنها
از يك انجمن
صنفي به
هيئت مديره
راه يافته
باشند. چون راهكاري
پيش بيني
نشده است كه
هيئت مديره
با صنفهاي
عضو به صورت
جمعي ارتباط
داشته باشد.
بديهي است
كه يك عضو
هيئت مديره
خانهسينما
ديگر نمي
تواند و
نبايد با
صنف خود
مرتبط باشد.
چنين
ارتباطي
مأموريت
عمومي او را
زير سوال مي
برد. به اين
علت شعاري
خلق شده است
كه مي گويد:
"هر عضو هيئتمديره
خانهسينما براي
تمامي
(اصناف)
سينماي
ايران كار
مي كند". اما
اين شعار در
اصل نارسائی
ترکیب هيئتمديره
برای
نمایندگی
جامعه
اصناف و
ناتوانی آن
برای پاسخ
دادن به
نیازهای
جامعه صنفی
را پنهان می
دارد.
تركيب
هيئتمديره
در هر دوره،
به نسبت
دوري يا
نزديكي به جامعیت
نمايندگي
اصناف، توان
درك نياز
اصناف و
پاسخگوئي به
آنان را
پیدا می کند.
اما تركيب
هيئت مديره
تقریباً
درهمهي
دورهها حتی
براي
نمايندگي
اصناف
كارگزار هم
دچار "عدم
جامعيت"
بوده است.
ايراد
سوم - رانت
سازي صنفي:
يكي
ديگر از
ايرادهاي
اساسنامه،
منع نكردن اعضاي
هيئتمديره
خانه سینما
از عضويت
همزمان در
هيئتمديره
صنف خود است.
به علت این
ایراد،
معمولاً
مدیریت صنفها،
عضوی از
هیئت مدیره
خود را به
عنوان نماینده
صنف، به
مجمععمومی
خانه سینما
برای
انتخابات
هیئتمدیره
می فرستند.
این ایراد
اصناف خانهسينما
را به سه
گروه تقسيم
مي كند.
گروه
يكم - صنفهائی
كه عضو هيئتمديره
آنان به
تركيب هيئتمديره
خانهسينما
راه مي يابد.
باور
كردني نيست
چنين كساني
خواست هاي
صنف خود را
به مديريت
خانهسينما
نياورند و
يا اطلاعات
مديريت خانهسينما
را به صنف
خود منتقل
نكنند؟ گاه
تعداد چنين
اعضائي درهیئتمدیره
خانهسینما
به سه يا
چهارعضو مي
رسد. اين صنف
ها از امتياز
ويژه (رانت
صنفي)
برخوردارند
و در تعارض
کامل با آن
شعار معروف
است كه مي
گويد: "هر
عضو هيئتمديره
خانهسينما،
براي تمام
(اصناف)
سينما كار
مي كند".
گروه
دوم -
صنف هائي كه
نماينده شان
در تركيب
هيئتمديره
خانهسينما
هست اما آن
نماينده،
عضو هيئتمديره
صنف خود
نيست. اين
نمايندگان
تا وقتي هيئتمديره
اي كه آنها
را انتخاب
كرده بر سر
كار است مي
توانند با
مديريت صنف
خود ارتباط
غيررسمي
داشته
باشند.
ادامه
ارتباط آنها
با هیئتمدیره
جدید صنفشان،
بستگی به
حسن روابط
آنها با هم
دارد. در هر
حال و برخلاف
گروه یکم،
وقتي آشكار
شود كه
اینان با
هيئتمديره
صنف خود
تبادل
اطلاعات
دارند از
سوي اصناف
ديگر به سوء
استفاده از
موقعیت خود
شماتت ميشوند.
گروه
سوم-
چون تعداد
اعضای هیئتمدیره
خانهسینما
هفت نفر
است، تنها
نمايندگان
هفت صنف به
هيئتمديره
راه مي
يابند و
بيستودو
صنف ديگر
نمایندهای
در ترکیب
هیئتمدیره
خانهسينما
ندارند. از
طرفي در
اساسنامه
خانه سينما،
چون براي
ارتباط
دوسويه ميان
هيئت مديره
خانهسينما
و صنفهاي
عضو، - به
صورت مجموعه
صنفي – بستري
پيش بيني
نشده است،
اين گروه
پرشمار صنفي
از ارتباط
با هيئتمديره
خانهسينما
به كلي
محروم مي
مانند و به
ماشين امضا براي
انتخابات
هيئتمديره
خانهسينما
تبديل مي
شوند كه هر
دو سال يك
بار به كار
گرفته شده و
بعد به
فراموشي
سپرده مي
شوند.
ايراد
چهارم- يكي
شدن
مديرعامل و
رئيس هيئتمديره:
يكي
شدن رئيس
هيئتمديره
ومديرعامل
خانه سينما
ايراد هاي
پيشين را
تشديد مي
كند.
اين
ايراد دو
پيامد آسيب
زاي بزرگ
دارد.
پیامد
يكم :- خلع
هيئت مديره
از سياست
گذاري.
واگذاري
مقام «رياست
هيئتمديره»
به
«مديرعامل»،
در واقع
تسليم نقش
"سياست
گذار" به "مجري
سياستها"
است. به بيان
ديگر هيئتمديره
در اين
واگذاري
"سر"
تشكيلات خود
را از دست مي
دهد و ديگر
نمي تواند
جلسات خود
را بدون
مديرعامل
تشكيل دهد و
یا به نقد
عملكرد مديرعامل
بپردازد، و
از نقش پيش
بيني شده در
اساسنامه
خلع مي شود.
در
چنين وضعيتي
اصناف عضو هم
اگر با
عملكرد
مديرعامل
مشكل داشته
باشند راه
به جائي نمي
برند. چون
مشكل را
وقتي به يك عضو
هيئتمديره
بگويند، او
اگر با تك تك
اعضاي دیگر
هيئتمديره
گفتگو و
مشاوره كند،
شكل توطئه
بر عليه مديرعامل
را مي گيرد،
و اگر در
جلسه هيئتمديره
طرح كند،
مديرعامل
رياست آن
جلسه را به
عهده دارد،
و امكان بحث
و گفتگوي
مستقل از
ميان مي رود.
فقدان
رئيس هيئتمديره،
رابطه بازرس
با هيئتمديره
را هم بهم مي
ريزد. زيرا
هيئتمديره
اي كه شكل
سازمان
يافته و
رئيس ندارد،
اعضاي آن در
حالت تکی،
ويژگي ركني
ندارند.
هيئتمديره
تنها در شكل
جمعي يك
"ركن" است. به
اين علت
گفتگوي
بازرس با تك
تك اعضاي
هيئتمديره،
شأن و نقش
بازرسي را
از ميان مي
برد. از طرفي
نقد عملکرد
مدیرعامل از
سوي بازرس
درهيئتمديرهای
که رياست آن
را مديرعامل
برعهده
دارد، کارکرد
ومعنای
بازرسي را
از دست میدهد.
چرا كه
اساساً مديرعامل
از نظر حقوق
تشكيلاتي در
سطح بازرس
نيست و اين
دو نباید در
مواجه
مستقیم با
يكديگر قرار
بگیرند.
به
علت این
ایرادها،
درهمه دوره
هائي كه
رئيسهيئتمديره
و مديرعامل
خانهسينما
يكي بوده
است، هيئتمديرهاي
"مخلوع"
داشته است.
يكي شدن
رئيس هيئتمديره
و مديرعامل
در خانهسينما
به يك سنت
تبديل شده و
سنت داشتن
"هيئتمديره
مخلوع" هم
پذيرفته شده
است.
پيامد
دوم: تبدیل
هیئتمدیره
به مشاور
مدیرعامل.
با
خلع هيئتمديره
از مقام
خود، اعضای
هیئتمدیره
خانهسینما
به گروهي
"مشاور"
براي
مديرعامل،
يعني به
مشاور عامل
اجرائي تبدیل
مي شوند و
مديرعامل هر
وقت نياز به
مشورت يا
حمايت هيئتمديره
داشت جلسه
تشكيل مي
دهد، و اگر
نخواست جلسه
اي در كار
نيست. اين دو
پيامد در
تشكيلات اصناف
سينما،
"سياست
گذار" يا
"كارفرما"
را به خادم
"كارگزار
اجرائي" خود
کاهش (تقلیل)
میدهد.
موفقترين
صنف در بهره
مندي از
ايراد دوم و
سوم، كانون
كارگردانان
بوده است كه
معمولاً
عضوي ازهيئت
مديره كانون،
عضو هيئتمديره
خانهسينما
مي شود، سپس
به رياست
هيئتمديره
مي رسد و
همزمان،
مديرعامل
خانهسينما
هم مي شود. در
چنين حالتي
اتفاق عجيبی
مي افتد و آن
برعكس شدن
رابطه تشكيلات
صنفي است. به
اين معنا كه
عضو و رئيس
هيئتمديره
و مديرعامل
خانهسينما
تبديل به
عضو سادهي
هيئتمديرهكانون
كارگردانان
مي شود.
معلوم نيست
چنين شخصي
كه مقام
ارشد خانهسينما
است و
نمايندگي
حقوق و
منافع همه ی
اصناف
سينماي
ايران را
دارد در
هنگام
اختلاف با
هيئتمديره
اين صنف چه
وضعيتي پيدا
مي كند؟
تداوم اين
وضع موجب
شده است که
مدیران صنف
مهم كارگردانان
به جاي آنكه
در كنار
اصناف ديگر
خواستار
تغير ساختار
صنفي سینما
باشند، وضع
موجود را – كه
ظاهرا به
نفع آنان و
صنف آنان
است- حفظ كنند.
ايراد
پنجم: تهيه
كننده بودن
مديران صنفها
يكي
از عوامل
آسيب زا و
منحرف كننده
فعاليت صنفي،
تهيه كننده
بودن برخي
از مديران
صنفهاي
كارگزار خانهسينما
است.
از ياد
نبريم كه
صنفهاي
تولید
كارگزار،
دستمزدگیر
از صنفهاي
كارفرما، به
ويژه صنف
"تهيهكنندگان"
هستند.
گفته
مي شود بيش
از 95% از
سرمايه
سينماي
ايران دولتي
است. چون
براي استفاده
از بودجه
دولت قانون
و ضوابط
روشني وجود
ندارد، نقش
وسليقه مدير
دولتي در
توزيع "بودجه"
اهميت بيش
از اندازه
پيدا مي كند
و؛ "بودجه"
به "رانت"
بدل مي شود.
ساخت
هر فيلم
نياز به
"تهيه
كننده" دارد
كه سرمايه لازم
براي ساخت
فيلم را جذب
مي كند. هر
تهيه كننده
اي لزوماً
رانت خوار
نيست اما يك
تهيه كننده
براي
بهرمندي از
"حق" معمول
فيلم سازي
يا
برخورداري
از رانت
مي تواند به
هزارو يك
نوع روابط
پنهان و آشكار
با مدير
دولتي كشيده
شود.
گرچه
تهيه كننده
بودن مديران
صنفی در برخي
از اصناف
وجود دارد،
اما اين
پديده در
صنف
كارگردانان
عموميت دارد
و شرح آسیب
این پدیده
از طریق این
صنف، آسیب
را بهتر
آشکار می
كند.
"گرايش
تهيه
كنندگي" در
صنف
کارگردانان
در يك دوره
از مديريت
خانهسينما،
خواستار يك
"كرسي ثابت"
برای کانون
کارگردانان
در تركيب
هيئت مديره
شد. اين
گرايش براي
رسيدن به
کرسی ثابت
مي بايست
صنف "تهيه
كنندگان" را
كه در آن
زمان نيروي
موثري در
خانهسينما
بود و مي
توانست مانع
آنان شوند
مجاب کند. پس
يك كرسي
ثابت هم
برای تهیه
کنندگان
پیشنهاد شد.
تركيب هيئت
مديره خانه
سينما در آن
هنگام پنج نفره
بود. براي
آنكه اصناف
كارگزاردر
اقلیت تحقیرآمیزی
در تركيب
هيئتمديره
قرار
نگيرند،
تعداد هيئت
مديره را از
پنج به هفت
عضو افزایش
دادند. چون
مجمععمومي
به هيئتمديره
خود- كه طراح
اين طرح
بود- و به
صنف كارگردان
اطمينان
داشت
اساسنامه را
تغير داد. با
این تغییر،
صنف
كارگردانان
با گرفتن
كرسي ثابت
در هیئتمدیره
خانهسینما،
خود را از
بقيه ي
اصناف مولف
و مولد، واساساً
همه ي صنفهاي
كارگزار،
جدا ساخت و
در كنار
كرسي ثابت
صنف تهيه
كنندگان
قرار گرفت:
اما چيزي
نگذشت كه صاحبان
دو كرسي
ثابت به علت
رقابت درامر
تهیهکنندگی
به اختلاف
رسيدند و پر
تنش ترين و
درگيرترين
دوره مديريت
خانهسينما
را رقم زدند.
این امرموجب
بيداري
اصناف كارگزار
شد و پس از يك
دوره دو
ساله، دو
كرسي ثابت
را از ترکیب
هیئتمدیره
خانه حذف
كردند، اما
هفت نفره
بودن تركيب
هيئتمديره
ـ به عنوان
ميراث اين
دوره ـ به جا
ماند.
خواسته
كرسي ثابت
از سوي
كارگردانان
عجیب می نمود.
چون آنان
اگر در پی
"حق مولف"
بودند باید با
دو صنف
"آهنگسازان"
و "فیلمنامه
نویسان" خواستار
کرسی ثابت
مولفین می
شدند، و اگر
در پی حقوق
کارگزاری
بودند باید
با جمع صنفهاي
کارگزار
حرکت می
کردند.
اما
مدیران صنف
کارگردانان
غالبا تهیه
کنندگی فیلم
خود را
داشتند و در
صنف
کارگردانان
در پی جذب
سرمایهی
تولید
فیلم،
دنبال
دریافت
"مجوز ساخت"
و بدست
آوردن
"پروانه
نمایش" و حل
مسائل
"اکران"
فیلم خود از
طريق صنف
كارگردانان
بودند. گرايش
تهیه کنندگی
کارگردانان چون
در سایهي
صنف
کارگردانان
به نتیجه
نرسید، پس
از چندي بیرون
از تشکیلات
خانهسینما،
تشكل
کارگردان
تهیه
کنندگان را
با عنوان
"مجمع
فيلمسازان"
تشكيل داد و
از سايه كانون
كارگردانان
بيرون آمد.
هر اندازه
تشكل كارگردان/تهيهكننده
در سينماي
نابسامان
امروز ايران
وجودش ضروري
است به همان
اندازه وجه
تهيهكنندگي
مدیران صنف
كارگردانان
به زیان كارگرداناني
است كه وجه
تهيه كنندگي
ندارند و بايد
به عنوان
مؤلف در پی
"حق تألیف" و
"حق كارگزاري"
خود باشند،
و از آن
مهمتربه
زيان اصناف كارگزارخانهسينما
است، چرا كه
معمولاً
نماينده صنف
كارگردانان
به رياست
هيئتمديره
و مديرعامل
همزمان
تبديل ميشود
و سكان خانهسينما
را بدست ميگيرد
و اگر ور
تهیه کنندگی
داشته باشد،
خانه سینما
را به
راههائي مي
كشاند كه
همسو با
حقوق و
منافع اصناف
كارگزار
نيست.
این
آسیب، یعنی
تهيهكنندگي
مديران صنفها،
در اصناف
كارگزار
ديگر هم، با
درجهاي
كمتر، به
اصناف
كارگزار و
خانهسينما
آسیب میرساند.
منافع حاصل
از تهيهكنندگي
در سينماي
دولتي به
اندازه اي
بزرگ است كه
مدير يك صنف
كارگزار با
وجه تهيه
كنندگي،
وقتي در
کشمکش با
مدیر دولتی
سینما قرار
بگیرد، برای
رسیدن به آن،
ممكن است
حقوق اعضاء،
استقلال
اصناف و خانهسينما
را وجه
المصالحه
دريافت
امكانات
تهيهكنندگي
براي خود
كند.
اساسنامه
صنفها و
اساسنامه
خانهسينما
چون به آسيب
تهيهكنندگي
مديران صنفهاي
كارگزار،
توجه ندارد،
و براي پيش
گيري از آن
مانعی را
پيش بيني
نكرده و موجب
شده است در
طول سالها،
رشد اصناف،
استقلال
خانهسينما
ـ و حتی نقش
دولت در
سینمای
ایران – از اين
موضوع آسيب
جدي بخورد.
ايراد
ششم: گسستگي
در مديريت
صنفي:
مديريت
كلان صنفي
كه هيئت
مديره خانهسينما
آن را
نمايندگي مي
كند.هر
دوسال يك
بار تغير مي
كند.
در
هر دو سال،
نه تنها
اغلب، كه
گاه تمامي
اعضاء هيئتمديره
خانهسینما
عوض مي شوند.
گسستگي و
تغير مديريت
در برابر
ثبات
كارمندان
خانهسينما
نوعي كارمند
سالاري در
خانهسينما
را بوجود
آورده است.
البته برخي
كارمندان هم
به عكس
معتقدند كه
حق شان توسط
مديران ثابت
بالا دست
خانهسينما
ضايع مي شود
و عدم ثبات
مديريت صنفي
موجب ترس
آنان براي
حق خواهي از
مديران بالا
دست اداري
خانهسينما
است. این هر
دو ايراد
موضوعي فرعي
است.
مشكل
اصلي اما در
آن جا بروز
مي كند، كه
مديريت صنفي
"تجربه" و
"تداوم"
لازم را
براي پيش بردن
سياست هائي كه
موجب ارتقاء
نقش اصناف
در سياست ها
كلان سينما
باشد بدست
نمي آورد. بر
اثر گسست
مدیریتی،
سياست هائي
كه نياز به
تداوم و پي
گيري دارد ناكام
مي ماند و
تجربيات
مديريتي
قوام نگرفته
بر باد مي
رود. بي سبب
نيست كه
خانهسينما
داراي سياست
نامه اي
براي ايفاي
نقش خود درسينماي
ايران براي
كوتاه مدت و
بلند مدت نيست.
ناتوانی
مدیریت خانهسینما
برای تغییر
تشکیلات
خود،
آشکارترین گواه
آسیب گسست
مدیریتی
خانهسینما
است.
عدم
ثبات مديريت
صنفي مشكلي
است كه (در
ساختار
كنوني)، با
طولاني كردن
دوره هيئتمديره
نه تنها به
نتيجه نمي
رسد كه
زيانبار است
و اوضاع را
بدتر مي كند.
بخش
دوم:
ناكارآمدي
ركن نظارت
بخشي
از
نابسامانی
صنفي سينماي
ايران به
علت ناكارآمدي
ركن نظارت
خانهسينما
است.
ناكارآمدي
اين ركن، در
اساسنامه خانهسينما
موجب عقب
افتادگي
بازرسي
اصناف عضو
هم شده است.
به
اين
بيفزائيد،
كوشش برخي
از مديران
خانهسينما
و برخي از
مديران صنفها
را كه در طول
پيدايش خانهسينما
تا جائي كه
توانستند
سعي كردند
ركن بازرسي
را به عنوان
مزاحم
فعالیت خود
ازكار بيندازند.البته
بازرساني هم
كه دخالت بي
جا در امور
مديريتي
داشته اند
ركن نظارت
را به مزاحم
ركن مديريت
تبديل كرده
و ناخواسته
موجب تضعيف
ركن بازرسي
شده اند. از
ياد نبريم
كه برخي بازرسان
خاموش و دست
بسينه ركن
مديريت نيز
تسهيل كننده
اين امر
بوده اند.
اما
ركن نظارت
يا بازرسي
خانهسینما
یک ايراد
اساسي دارد
كه به طور
خلاصه به
شرح زير است:
1-
زایش رکن
نظارت از دل
رکن مدیریت.
مجمععمومي
خانهسينما
براي انتخاب
هيئتمديره
و بازرس
خانه سينما
تنها از
نمايندگان
هيئتمديرهها
(یعنی از رکن
مدیریت) شكل
مي گيرد و
حضور بازرسان
(رکن نظارت)
در آن پيش
بيني نشده
است. به اين
علت مديران
صنفها (يا
نمايندگان
آنان) در مجمععمومی
از ميان خود
يك بازرس
خلق مي كنند
و او را
بازرس خانهسينما
مي نامند.
بديهي است
اين بازرس
حقانيت ندارد،
چون ارتباطي
با ركن
نظارت صنفها،
و از آن راه،
ارتباطی با
منشا حقوق
خود، كه
مجمع عمومي
صنفها
باشد، پيدا
نمي كند.
پیامد اولیه
خلق چنين بازرسي،
ارتباط
نداشتن او
با بازرس
انجمنهاي
صنفي است، و
به عكس،
بازرس انجمنها
نيز با
بازرس خانهسينما
رابطه
تشكيلاتي،
ندارند.
فقدان ارتباط
شبكه نظارتي
اصناف با
يكديگر،
عملاً ركن نظارت
خانهسينما
را به وجودي
صوري تبديل
مي كند و
تمام ايرادهاي
ديگر درركن
نظارت
اصناف
سینما پيامد
اين ايراد
است.
اين
بزرگترين
ايراد ركن
نظارت
تشكيلات
صنفي سينما
و بنيادي
ترين ايراد
آن است.
نبود
ركن نظارت
زنده، ركن
مديريت صنفي
سينما را در
برابر مسائل
صنفي سينما
تنها مي
گذارد و
جامعه صنفي
را در غياب
مجمععمومي
بر دوش تنها
يك ركن مينهد
و موجب
اشتباهات و
كج رويهاي
معمول كاردر
تنهائي ركن
مديريت مي
شود.
2-
فقدان ضمانتهای
اجرائی برای
نظارت
مستقل.
-
بازرس براي
بهرمندي از
امكانات و
خدمات لازم
براي هر
گونه عمل
اجرائي در
حوزه خود
نياز به مصوبه
و دستور
هيئتمديره
دارد. بديهي
است هرعمل
خلاف ميل هيئتمديره
اگر نياز به
تامين نيرو
يا ابزار
داشته باشد
مي تواند بي
پاسخ بماند.
البته بازرس
امكان
برگزاري
مجمععمومي
را دارد. اما
اين امكان
بسيار پر
هزينه است و
تنها در
موارد بسيار
خطير بايد
از آن استفاده
كرد. آنچه كه
براي ركن
نظارت لازم
است، "تسهیل
در عمل به
نظارت
مداوم" است
که رسيدن به
آنها نیاز
به تعيين
روابط و
مناسبات
ميان دو ركن
"مديريت" و "نظارت"
دارد که در
تشکیلات
خانهسينما
تقریباً
غايب است.
"جمع
بندي و برون
رفت"
ساختار
خانهسينما
به علت
ناتواني در
بازتاب
تفاوت ماهيت
هيئت صنفي
سه شاخه
سينمائي در
ساختار خود،
و به علت پيش
بيني نكردن
"الزامات
لازم" براي
حضور
نمايندگان
چهاربخش
اساسي
سرمايه گذاري-
توليد-، پخش
و نمايش اثر
سينمائي و
همچنين به
علت نداشتن
"الزامات
لازم" براي
مديريت
"جامعه
اصناف
كارگزار" از
مديريت و
توانائي
نمایندگیهای
چند جانبهٔ
"جامعه
اصناف
سینمای
ایران" ناتوان
است.
اين
ساختار
"رانت صنفي"
میسازد،
"حق" اعضاء
را به "جرم"
بدل مي
سازد، و به
عکس آنهم
كار ميكند،
یعنی
"جرم"صنفی
را به "حق"
تبدیل میکند.
به اين علل
ساختار خانهسينما،
براي حل
مسائل جامعه
صنفي سينماي
ايران "عقب
افتاده"،
براي مطالبه
نيازها از
دولت و مجلس
"ناكارآمد"
و در چشم (چهارهزار)
اعضای حقيقي
"ورشكسته"
است.
در واقع
ساختار
تشكيلات
خانهسینما
دچار "بحران
حقانيت" است.
برون
رفت از
بحراني كه
ساختار خانهسينما
ايجاد كرده
است تنها از
راه مجمععمومی
همین خانهسینما
میتواند
صورت بگیرد.
مجمععمومی
خانهسینما
میتواند با
انتخاب
"كارگروه
اصلاح
ساختاري اساسنامه"
موجب گذر
اصناف
سينماي
ايران از
وضعيت
نابسامان
كنوني به
تشكيلات
بسامان
آینده شود و
پرونده
اصلاح
ساختار صنفي
سينما را
ببندد.
اين
وظيفهی
هيئتمديره
و بازرس
خانهسينما،
هيئتمديره
و بازرس صنفهاي
عضو است،
ساختاری را
که در تك تك
اجزای آن،
پشت پا زدن
به اهداف
صنفي لانه
كرده است
اصلاح کنند.
بازرس خانهسینما
ابراهیم
مختاری
نسخه 12
آذر 89
به
اميد دريافت
نظرات شما:
info@ebrahimmokhtari.com